حج فقرا

Submitted by akhani03 on شنبه ۱۳۹۶/۱۰/۲ - ۲۳:۳۶

a.kh:‎
🌔🌙 


🔴 گویند ابوسعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت كعبه رود. با كاروانی همراه شد و چون توانایی پرداخت برای مركبی نداشت، پیاده سفر كرده و خدمت دیگران می‌كرد. در منزلی فرود آمدند و شیخ برای جمع‌آوری هیزم به اطراف رفت. زیر درختی، مرد ژنده‌پوشی با حالی پریشان دید و از احوال وی جویا شد. دریافت كه از خجالت اهل و عیال در عدم كسب روزی، به آنجا پناه آورده است و هفته‌ ای است كه خود و خانواده‌اش در گرسنگی به سر برده‌اند. شیخ چند درهم اندوخته خود را به وی داد و گفت برو. مرد بینوا گفت: «مرا رضایت نیست تو در سفر حج در حرج باشی تا من برای فرزندانم توشه‌‌ای ببرم.» شیخ گفت: «حج من، تو بودی و اگر هفت بار گرد تو طواف كنم بِه زِ آنكه هفتاد بار زیارت آن بنا كنم.»

متفاوت بخوانید👇
www.abba1.org